شمارهٔ ۱۳
بندهٔ خط شده مشک ختنتچاکر لعل عقیق یمنت
دهنت تنگتر از دیدهٔ موردل من تنگتر است از دهنت
دور باد از سر کویت اغیارنرسد صرصرِ دی بر چمنت
از غم روی تو ای مه افتادیوسف مصر به چاه ذقنت
ناله را پای به کویت باز استگر به دامان نرسد دست منت
گوییا از دهن ما گوییسخت شیرین شده***