گنج

شمارهٔ ۱۲

۷ بیت
ماه تابان است طالع گشته این یا آفتابیا برافکند از رخ چون ماه، ماه من نقاب
سوختم از وصل چون آن مه درآمد از درمگوییا خورشید آمد در کنارم بی‌حجاب
احتیاج ساقی و میخانه و خمّار نیستنیست مستی در جهان خوش‌تر ز ایام شباب
مرغ دل از دام زلفت چون تواند شد رهاهست در هر حلقه از زلف تو صدها پیچ و تاب
من نه تنها پای‌بند زلف مشکین توامطرهٔ طرار تو دام ره شیخ است و شاب
قامتم چون چنگ و افغانم رباب از هجر دوستچون گشاید دل مرا از نالهٔ چنگ و رباب
مردم از می مست می‌باشند و خاقان مست ویعاشقان از عشق مست و می‌گساران از شراب