شمارهٔ ۱۲۷
اندر آن خرم چمن کس را چرا گیرد ملالباد او روح است و خاکش راحت و آبش زلال
سبزهاش چون سبزه خط بتان سر میزندکس نمیداند که چون بنشیند اینجا بیوصال
بید آن بید موله سرو آن سرو سهیمرغ آن طاووس جنت صید آن باشد غزال
دلبری خواهد دل من اندر این خرم چمنماهرویی مهرپیشه ابروانش چون هلال
مینمایی تا به کی خاقان خیال آن دهنزاین تمنا بگذرد دیگر مکن فکر محال