شمارهٔ ۹۴
ماییم جدا از تو به غم ساختهای چندبا یاد تو دل از همه پرداختهای چند
ماییم ز سودای بتان سود ندیدهبیفایده نقد دل و دینباختهای چند
دیدی که چسان راز مرا پرده دریدنداز روی نکو پرده برانداختهای چند
رخسار تو کردند به آیینه برابراز بیبصری قدر تو نشناختهای چند
بگشای خدنگ مژه کز ذوق بمیرندجانها سپر تیر بلا ساختهای چند
ارباب محبت چه کسانند فصیحیدر کوچه محنت علم افراختهای چند