گنج

شمارهٔ ۸۰

۵ بیت
گرت خراب کند عشق تا ز سر سازدبگو که تا بتواند خراب‌تر سازد
کرم نگر که فرستد هزار سیل جگرچو دیده یک مژه خواهد ز اشک‌تر سازد
نه دیده سیر شود از تو و نه دل خرسندچه چشمه‌ای تو که آب تو تشنه‌تر سازد
میان دیده و دل گفتگو دراز کشیداجل کجاست که این قصه مختصر سازد
بهانه‌جوست فصیحی دل حبیب کجاستکسی که آه مرا دشمن اثر سازد