گنج

شمارهٔ ۷۱

۵ بیت
غمش به تازه ندانم چه مدعا داردکه فکر مرهم بهبود زخم ما دارد
چکیده دل دردست آسمان در کینبه زخم ما چو رسد شربت دوا دارد
کدام صورت زشت اندرین بهشت آمدکه باز آینه‌ام شکوه از صفا دارد
بسوخت بلبل و خاکسترش ز شوق هنوزبه بوی گل سرآمیزش صبا دارد
گسسته تار فصیحی ز هجر ناخن غمنهفته زیر لب شوق صد نوا دارد