شمارهٔ ۵۳
نافه چو طره غالیه بار تو نیستعنبر سوده چو خط غبار تو نیست
گل نشکفته به پاکی عارض توسبزه به خوبی خط عذار تو نیست
از برم ای دل خسته برو که مراتاب شنیدن ناله زار تو نیست
به که رود ز غم تو به باد فناتحفه جان که قبول نثار تو نیست
در چمن این همه گل که شکفته یکیچون گل روی همیشه بهار تو نیست
بهر وفا مکش ای دل خون شده جورکانچه تو میطلبی بر یار تو نیست
کار تو رفته فصیحی خسته ز دستیار تو در پی چاره کار تو نیست