شمارهٔ ۴۹
آن سرو خرامان که گذشت از چمن کیستو آن شمع برافروخته از انجمن کیست
شمعی که چراغ دل ما روشن ازو شدروشن شود ای کاش که در انجمن کیست
جان یافتم از بوی تو ای باد سحرگاهاین بوی خوش از طره عنبرشکن کیست
بویی که منور شد ازو دیده یعقوببو بردهام امروز که در پیرهن کیست
آن مرغ که رم کرد ز من رام که گردیدو آن روح که رفت از تن من در بدن کیست
شبها دو لب من بهم از ناله نیایدتا او همه شب خفته دهن بر دهن کیست
در نظم فصیحی رقم نام چه حاجتپیدا بود از حسن ادا کاین سخن کیست