گنج

شمارهٔ ۲۳

۷ بیت
ستم ز نرگس مستت ستمگری آموختجنون ز زلف سیاه تو داوری آموخت
ترا خدایی آموزد ار اراده کنیبه یوسف آنکه طریق پیمبری آموخت
ترا به حسن ستایش کنند و زآن غافلکه حسن هم ز جمال تو دلبری آموخت
چه یوسفی تو که از ذوق نامه بردن ماروان دلبر کنعان کبوتری آموخت
به گنجهای قناعت فرونیارد سرز همت آنکه فسون توانگری آموخت
شدیم بلبل و از بخت ما درین گلشنبهار همچو خزان کیمیاگری آموخت
هزار درس نکواختری فصیحی بوددر آن دیار که بختم بداختری آموخت