شمارهٔ ۱۸۵
لب زخمیم و افغان را پرستیمدم شمشیر عریان را پرستیم
گل از بلبل همین بس دولت ماکه دیوار گلستان را پرستیم
ز ما یوسف پرستیدن ادب نیستبیا تا خاک کنعان را پرستیم
پریشانزاده چون زلفیم و از شوقسر زلف پریشان را پرستیم
به بوی عشق اندر کعبه و دیردل گبر و مسلمان را پرستیم
دورنگی در عبادتگاه ما نیستبه یک دل کفر و ایمان را پرستیم
فصیحی دست ناگه گیر عشقیمهمه چاک گریبان را پرستیم