شمارهٔ ۱۸
باز دل در موج تبخال از تب حرمان کیستلخت لختش در خروش از شعله هجران کیست
جان ما خود بال افشان از پی محمل برفتیارب این مسکین که میسوزد فراقش جان کیست
سرگران گر بر مزار کشتگان بگذشت دوستبر لب زخم شهیدان نوحه پس قربان کیست
دست ما از دیده در هجران فزون بگریستیگر بدانستی که مسکین دور از دامان کیست
سالها شد کز فراق ما فصیحی پاک سوختاین نگاه خونچکان از دیده گریان کیست