گنج

شمارهٔ ۱۷۶

۳ بیت
دوش بی روی تو از دل خون ناب افشانده‌ایمتا سحر بر جیب رسوایی گلاب افشانده‌ایم
ز آن جمال آگه نه‌ایم اما غبارآسا بسیآفتاب و ماهش از طرف نقاب افشانده‌ایم
هر نگه کز گلستانی دامنی پرگل نکردشب خسک پنداشته در راه خواب افشانده‌ایم