گنج

شمارهٔ ۱۶۹

۵ بیت
کو جنونی تا خرد را طعمه سودا کنمعقل را دیوانه سازم عشق را رسوا کنم
چون وفا زین دوستان ده زبان گیرم کنارچون مروت در پس زانوی عزلت جا کنم
خوی دل گیرم طلاق بستر راحت دهمدشنه زاری از برای خوابگه پیدا کنم
چون نمیروید گیاهی زین چمن تاکی چو ابرسینه آتش خانه سازم دیده را دریا کنم
بر فراز قاف گمنامی بگیرم آشیانکوری چشم فصیحی نام خود عنقا کنم