شمارهٔ ۱۷۰
چند در دل شکنم ناله و خاموش کنمنالهای کو که بدان تهنیت گوش کنم
سفری کردهام آغاز که تا شهر عدمهر قدم نقش مرادی به سر دوش کنم
نیستم زخم که چون جلوه مرهم بینمنمک تیغ جفای تو فراموش کنم
تازه سازم روش نامه طرازی زین پسنالهای چند به هر سطر سیهپوش کنم
صد نوا هست فصیحی دل ماتم زده رافرصتی کو که ز دل زمزمهای گوش کنم