گنج

شمارهٔ ۱۳۲

۷ بیت
تا توانی در ترازوی هوس بی سنگ باشچون گل آزادگی بیزار از آب و رنگ باش
حسن اگر در دیده چون نازت دهد جا پا منهخوش نشین ناله‌های زار چون آهنگ باش
چون خزان آید در دل چون گل از شش سوگشایدر بهاران غنچه‌سان در بسته و دلتنگ باش
در گلستان جنون دستان رسوایی بزنعقل گو خار سر دیوار نام و ننگ باش
نوشداروی جنون در حقه تسلیم نیستخوی طفلان گیر و دست‌آموز صلح و جنگ باش
بال می‌رویاندم از تن چو اخگر شوق دوستره چو سوی اوست گو یک گام صد فرسنگ باش
مقصد افغانست خوش باشد فصیحی شرم چیستگو درین ماتم‌سرا یک نوحه بی آهنگ باش