شمارهٔ ۱۱۵
دل را دگر در کین ما بر لب چه نفرین میرودکز سینه تا گوش اثر بر دوش آمین میرود
دست غروری چاک زد پیراهن صبر مراکش ناوک ناز از کمان لبریز تمکین میرود
گشتم شهید غمزهای کز زخم گل میرویدمنعشم نهان در خون دل از بیم تحسین میرود
برگ گل نومیدیم دریای خون در دل گرهآیدنسیم ار سوی من چون شعله رنگین میرود
از دولت زنار ما کفر آن چنان آباد شدکز کعبه تا دیر مغان دین از پی دین میرود
مسکین فصیحی دوش جان میداد و مینالید غمکامشب چراغ زندگی ما را ز بالین میرود