شمارهٔ ۹۸
شبست و ما همه جویای می ایاغ کجاستچه تیر گیست درین انجمن چراغ کجاست
چه شد که باده ی ما دیر می رسد امروزحرارت نفس تشنگان داغ کجاست
براه میکده گم کرده ایم گوهر عقلکجاست اهل دلی تا دهد سراغ کجاست
نه می که گر خورم آب حیات غصه شودمفرحی که دهد یکزمان فراغ کجاست
من و هوای تو، پروای هیچ کارم نیستچنین خیال که من می پزم دماغ کجاست
بخلوتی که گلی نیست رنگ و بویی نیستدلم گرفت درین خانه طرف باغ کجاست
دران مقام که بستند بلبلان دم عشقتو خود بگوی فغانی، مجال زاغ کجاست