گنج

شمارهٔ ۸۹

گشود چاک گریبان که یاسمین اینستنمود ساعد و گفتا در آستین اینست
من از حلاوت خطش کنایتی گفتملبش بخنده در آمد که انگبین اینست
نگاه بر شکرش کردم از سر حسرتبغمزه کرد اشارت که در کمین اینست
سخن ز صورت چین می گذشت در مجلسکشید زلف ز عارض که نقش چین اینست
نشان حال خرابات جستم از رندینهاد کاسه ی دردی که بر زمین اینست
اگر محبت اسلام داری ای زاهددر آبکوچه ی عرفان که راه دین اینست
رحیم ساخت فغانی دل چو سنگ بتانسرایت نفس و آه آتشین اینست