گنج

شمارهٔ ۹۰

قافیه: اگرفت۸ بیت
از سرمه، نرگست همه رنگ حنا گرفتدر آب و گل کلاله شمیم صبا گرفت
در خواب عاشق آمدی و پای نازکتچندان بدیده سود که رنگ حنا گرفت
بس نخل آرزو که زدم بر زمین دلتا در دلم نهال وفای تو پا گرفت
اول که باز شد در گنجینه ی دلمآمد هوای عشق و برای تو جا گرفت
کی بر کبوتر دل ما سر در آوردبازت که صید کرد هما، تا هوا گرفت
گردم ز آستان تو بردند عاشقاناین خاک بین که مرتبه ی توتیا گرفت
دنبال کرد خیل غمت اهل درد رامن ناتوان تر از همه بودم مرا گرفت
شبها فغانی از اثر عطر دامنتبا آه آتشین ره باد صبا گرفت