گنج

شمارهٔ ۴۹۰

خط مشگین چیست گرد عارض گلگون اوشاه بیت دفتر حسن و وفا مضمون او
سبزه ی تر چون بگرد آن لب میگون دمیدگو مشو غافل دل دیوانه از افسون او
در حضور غنچه گو بلبل زبان را بسته دارچون به آه و ناله بگشاید دل محزون او
سرو با آن ناز و رعنایی قد و سرکشیکی تواند شد برابر با قد موزون او
کمترم از ذره در مهرش ولی چون آفتابدر نظر دارم خیال حسن روز افزون او
درد من از ناله ی عشاق می یابد شفاگو برو مطرب که بی آهنگ شد قانون او
طرفه مأواییست بزم عشرت لیلی ولیشاد از او یکدم نگردد خاطر مجنون او
زان دو لب صد آرزو یابی فغانی را گرهگر بتیغ غمزه بشکافی دل پر خون او