شمارهٔ ۴۷۴
ما ناکس و تو در پی بد گفتن اینچنینتا کی خطای ما نپذیرفتن اینچنین
تا چند صلح و جنگ، چه داری بجان ماخندیدن آنچنان و برآشفتن اینچنین
مگذار در دلم گره ای گل چو آمدیاز چیست شرم کردن و نشکفتن اینچنین
گاهی غبار از دل ما کم کن ای پسرکاین خانه شد خراب زنا رفتن اینچنین
صد رخنه کرد در دل ما تلخ گفتنتچابک کسی نشد بگهر سفتن اینچنین
بسیار هم منال فغانی چه کافریستبا یار می کشیدن و بنهفتن اینچنین