گنج

شمارهٔ ۳۲۶

ما گرفتاریم بر ما ناوک بیداد ریزسوسن و گل در کنار مردم آزاد ریز
قطره ی خونابه ام در آتش گلخن فگنپاره ی خاکسترم در رهگذار باد ریز
خار خشک ما سزاوار سموم آتشستآسمان گو آب رحمت بر گل و شمشاد ریز
ایکه با شیرین لبالب میزنی جام مرادجرعه یی گر می توانی بر گل فرهاد ریز
استخوانم ریخت وز نو مینهم بنیاد عشقاز پر خود ای هما گردی برین بنیاد ریز
خواهد از بسیاری غم بردنم خواب عدمجرعه یی از ساغر خود بر من ناشاد ریز
برگذرگاه فغانی خار هم باشد دریغای صبا نسرین و گل بر منزل آباد ریز