شمارهٔ ۳۲۰
دلا به گوشه ی آن چشم شرمناک نگرتو پاک آمده یی پاک باش و پاک نگر
مزاج حسن لطیفست و طبع عشق غیورجفای یار نخواهی بترس و باک نگر
چرا فریفته ی چرخ و انجمی شب و روزگهی به حال فرورفتگان خاک نگر
بخون پاک شهیدان اگر شراب خوریز کاو کاو نظر عرصه ی مغاک نگر
چو آب و آینه با خلق صاف و یکروییمصفای خاطر رندان سینه چاک نگر
به آن مرو که می از ساغر مسیح خوریمآل حال نگه کن دم هلاک نگر
چه بیخودیست فغانی سر از شراب برآرهزار خانه خراب از زمین تاک نگر