گنج

شمارهٔ ۲۲۲

کیم من تا کس از مَرکب برای من فرود آید؟مرا تشریف بس، گردی که از دامن فرود آید
فدای حلقهٔ فِتراک آن صیاد دلبندمکه بهر صیدِ پیکان خورده از توسن فرود آید
از آن روی عرقناکت رسد از چشم و دل آبیمثال شبنم صبحی که در گلشن فرود آید
برافروز از چراغِ جام، بهر مهوشان منزلکه خورشید از برای بادهٔ روشن فرود آید
سمند ناز را بر آتش من گرم کن زان روکه شاهِ وقت، گاهی بر در گلخن فرود آید
به نور جان برافروزم سرای دیده را لیکندل سلطان من مشکل درین مسکن فرود آید
چراغ تیره‌سوزِ من چه بنماید در آن مجلس؟که روزش آفتاب و شب، مه از روزن فرود آید
فغانی جز به صاحب‌دل مخوان درس نظر بازیچنین معنی کجا در طبع هر کودن فرود آید؟