شمارهٔ ۱۵۲
خوبی همین کرشمه و ناز و خرام نیستبسیار شیوه هست بتان را که نام نیست
کامی ندید از تو دل نامراد منجایی که نامرادی عشقست کام نیست
ماییم و آه نیمشب و نالهٔ سحراهل فراق را طلب صبح و شام نیست
گاهی صبا به بوی تو جان بخشدم ولیافسوس کاین نسیم عنایت مدام نیست
هر جا که هست جای تو در چشم روشنستبنشین که آفتاب بدین احترام نیست
ناصح مگوی پند که گفتار تلخ توچون گفتگوی ساقیِ شیرینکلام نیست
مستان اگر کنند فغانی به توبه میلپیری به اعتقاد به از پیر جام نیست