گنج

شمارهٔ ۱۵۱

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: انشنتوانیافت۷ بیت
من بنده ی حسنی که نشانش نتوان یافتپنهان نتوان دید و عیانش نتوان یافت
گنجی که ازان کون و مکانست بفریادفریاد که در کون و مکانش نتوان یافت
افتاده چو دولت بکنار من درویشآن نقد که در هیچ میانش نتوان یافت
عنقای خیالش که شکار نظر ماستصیدیست که بی بند زبانش نتوان یافت
نزدیکتر از لب بدهانست درین باغآن سیب سخنگو که نشانش نتوان یافت
بلبل ز زر چهره ی گل در غلط افتادپنداشت که در برگ خزانش نتوان یافت
چون عاقبت درد کشان دید فغانیدیریست که در دیر مغانش نتوان یافت