گنج

شمارهٔ ۱۵۰

قافیه: ابروشنست۷ بیت
بازم چراغ دل بمی ناب روشنستچشمم ز جلوه ی گل سیراب روشنست
چون صبح اگر ستاره فشانی کنم رواستکز دیدن تو دیده ی بیخواب روشنست
امشب که در خرابه ی درویش آمدیبیرون مرو که خانه ز مهتاب روشنست
بخشد صفای چشمه ی خورشید دیده راآیینه ی رخ تو که چون آب روشنست
شمع مراد من ز تماشای ابرویتهمچون چراغ گوشه ی محراب روشنست
خالی مباد ساغر دور از می وصالکز این چراغ مجلس احباب روشنست
سربازی فغانی شیدا به تیغ عشقجوهر صفت ز خنجر قصاب روشنست