گنج

شمارهٔ ۱۴۷

روزی که در دلم عشق تو خانه ساختسیل بلا بخانه ی صبرم روانه ساخت
نقاش قدرت آن رخ عابد فریب راآشوب روزگار و بلای زمانه ساخت
آن قطره ها که بر مژه ام خوشه بسته بودچشمم ز شوق لعل لبت دانه دانه ساخت
صد بار یاد کرد گلستان کوی توبلبل که در حریم چمن آشیانه ساخت
خواب اجل گرفته من خسته را که دلشرح درازی شب هجران فسانه ساخت
شمشاد را که فاخته در طول بندگیستخواهد برای زلف تو مشاطه شانه ساخت
آن شهسوار گو مکش از غمزه تیغ کینچون کار عالمی بسر تازیانه ساخت
عاشق به یک نگاه تو ای ماه چاردهکار هزار ساله درین آستانه ساخت
مطرب ز بهر گریه ی جانسوز اهل دردگفتار دردناک فغانی بهانه ساخت