گنج

شمارهٔ ۱۳۸

باز با مرغ سحر خوان غنچه عهد تازه بستدفتر گل را به عنوان وفا شیرازه بست
جذب آب و سبزه بیرون برد گل رویان شهرمحتسب هرچند از غیرت در دروازه بست
جوش مستان و خروش رود و گلبانگ هزارزین نواها در هوا از شش جهت آوازه بست
اشتیاق باده چندان شد که هنگام صبوحنرگس مخمور نتواند لب از خمیازه بست
طرح این مجلس برون ز اندازه ی وهم است و عقلآفرین بر دانش استاد کاین اندازه بست
نازکان باغ را حاجت به رنگ و بو نبودزین سبب در کاسه های لاله مشک و غازه بست
طبع موزون فغانی بین که در گلزار عشقهر بهار از معنی رنگین چه نخل تازه بست