شمارهٔ ۱۲۹
چمن شکفت و نسیمی ز هر گلی برخاستز هر نهال گلی بانگ بلبلی برخاست
نسیم صبح، دلاویز و مشگبیز آمدمگر ز سلسلهٔ جعد کاکلی برخاست
کشیدم از غم زلف تو در چمن آهیچو پیش شاخ گلی جعد سنبلی برخاست
تو آن رمیده غزالی که هر قدم زین راهبه جستجوی تو صاحبتوکّلی برخاست
غلام همّت آن عاشق سبکسیرمکه از سر دو جهان بیتأملی برخاست
به هر چمن که فغانی رسید نالهکنانز بلبلان چمن شور و غلغلی برخاست