گنج

شمارهٔ ۶

۸ بیت
محفل افروز ازل غیر رخ یار نبودپرتو عشق به هر کوچه و بازار نبود
وادی طور تجلی ز رخ یار نداشتموسی از شوق نظر طالب دیدار نبود
حسن یکتای ازل پرده پندار نداشتکار بر اهل نظر اینهمه دشوار نبود
آفتاب رخ معشوق جهانتاب نگشتعکس او در دل هر ذره نمودار نبود
میل شکرشکنی طوطی هر نطق نداشتروبرو یک صنم آینه رخسار نبود
گردش چشم بتان غمزه مستانه نداشتعاشقان را خبر از نشئهٔ سرشار نبود
معبد شیخ و برهمن حرم و دیر و کنشتدام تزویر و ریا سبحه و زنار نبود
کلک اشراق گهر سنج دُر اسرار استدر جهان هیچ کسش محرم اسرار نبود