گنج

شمارهٔ ۳

۵ بیت
دیدم به عشوه و ناز جولان کنان به راهیعالم فروز مهری آفاق سوز ماهی
چشم امید از یار دارم و لیک هستمقانع به یک نگاهی آنهم به گاه گاهی
کار تمام عالم خواهی بساخت جانااز چشم نیم مستت گر افکنی نگاهی
چشمت ز تیر مژگان جانرا نموده غارتای ترک مست جانان از ما دگر چه خواهی
بگرفته شعر اشراق از هند تا خراسانچونان که حسن رویش از ماه تا بماهی