گنج

شمارهٔ ۱۵

وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیه: ارتو۶ بیت
ای شده پای بند جان طره مشکبار توبرده مرا قرار دل سنبل بی قرار تو
از پی آنکه تا کند هر سحری صبوحی ایاز می لعل اشک من، نرگس پر خمار تو
روی مرا بخون دل کرد نگار و می کنددیده ی درد مند من بی رخ چون نگار تو
آفت روزگار من حسن تو برد، آه منباشد اگر ستم کنی آفت روزگار تو
پرده دیده ام ز خون، بحر محیط می کندهر نفسی کنار من در غم بی کنار تو
گرچه سر امامیت نیست بترک او مگرچون بنشاند اشک او گرد ز رهگذار تو