گنج

شمارهٔ ۲۲

۶ بیت
ای پر شکر ز خنده تو آستین جانوای پرگهر ز گریه من دامن جهان
هم زاین شکر رسیده من اندر هلاک دلهم زاین گهر رسیده من اندر هلاک جان
طاقی به نیکویی بنهاده است روزگارخورشید را ز رشک تو بر طاق آسمان
چون چهره برفروزی و آواز برکشینبود زمانه زهره و خورشید را قران
تا چشم من رسیده ز رویت به نوبهاررخسار من رسیده ز عشقت به مهرگان
سرخ است همچنان که تو را لب مرا سرشکتنگ است همچنان که مرا دل تو را دهان