شمارهٔ ۱۶
ای خرد از خدمت تو نیک ناموای هنر از دولت تو شادکام
نام تو اندر دل خورشید نقشگام تو را بر سر گیتی لگام
راد همایون کف عبدالجلیلنسخت اقبال ز عین تا به لام
دشمن تو چون کند آهنگ رزمتیغ برآید عوض می ز جام
صبح گر از دست تو مطلع کندگم شود از روی زمین نام شام
جز به خم رنگرز کاین توپیرهن شب نشود نیل فام
بوی گل بخت تو چون بردمدعطسه خورشید برآرد ز کام
گردش گردون نتواند گذاردآن چه مرا بر کرم توست دام