شمارهٔ ٨٨١
همی گفتم از راه ضجرت شبینسیم صبا را بخواهشگری
که لطفی بود بی نهایت اگرپیامی ز من سوی خسرو بری
کریم جهان انک گر حاتمشبدیدی نکردی بجز چاکری
بهنگام فرصت بگو اینقدراز آن پس که خدمت بجای آوری
که سمع شریفت همانا شنیدبفرخنده فالی و نیک اختری
که محمود با عنصری از کرمچها کرد و موجب همین شاعری
تو بیشی و من بنده هم کم نیمز محمود غازی و از عنصری
اگر حرفه الفضل مانع نشدچرا سوی ابن یمین ننگری