گنج

شمارهٔ ٨٨٠

والا شهاب دولت و دین ایکه در کرمصد همچو معن زایده و آل بر مکی
دارم طمع ز جود تو یک گبر کی شراببفرست و بنده را مکن از خویش مشتکی
ور نیست گبر کی بفرست آنچه هست از آنکهر چ آید از تو خود نبود غیر گبرکی