شمارهٔ ٨٧۵
مرا مبشر فرخنده فال خوش خبریبگوش هوش رسانید موسم سحری
چه گفت گفت که پیدا شد از سپهر کرمطلوع کوکب صبح نجاح را اثری
بیمن طالع میمون و فال سعد رسیدوزیر شاهنشانرا ز لطف حق پسری
پسر مگوی که از شاخ مکرمت ثمریستعزیز ملک جهانی و مصر جان شکری
نه در زمان پدر دهر را چو او پسرینه بر زمین پسری یافت همچو او پدری
چو نیست ابن یمین را نثار زر پاشینثار مقدم میمونش میکند گهری
بقای دولت این هر دو باد تا گه حشرکه ملک و ملت ازین هر دو یافت زیب و فری