شمارهٔ ٨٧۶
مرا ز خدمت عالیجناب آصف عهدعلاء دولت و دین هندوی مبارک رای
ملامت آن نفس افزود و نفرت آندم خاستکه عزم ثابت او را برفت پای از جای
نشاند بیهنرانرا بجای اهل هنرندید هیچ تفاوت ز کوف تا بهمای
بر آستان چنوئی اقامت چو منیبرای منصب و مالست یا برای خدای
چو این دو نیست مهیا چرا بمدحت اوزبان بهر زه درائی گشوده ام چو درای
عجب که خواجه ندانست و داند اینمعنیکسیکه باز تواند شناخت سر از پای
که هجو نیز توان گفت و هیچ مشکل نیستبدان زبان که بود خواجه را مدیح سرای