گنج

شمارهٔ ٨١٣

بقطع راه دراز امل غنی نشویبر آستان قناعت مگر مقام کنی
مرو بعجب و تکبر بر آستانه خلقکه زندگانی و عیشت همه حرام کنی
دو تای گاو بدست آوری و مزرعه ئییکی امیر و دگر را وزیر نام کنی
بنان خشک و حلالی کزو شود حاصلقناعت از شکرین لقمه حرام کنی
و گر کفاف معاشت نمیشود حاصلروی و شام شبی از جهود وام کنی
هزار بار از آن به که بامداد پگاهکمر ببندی و بر چون خود سلام کنی