شمارهٔ ٨١٢
بزرگوار وزیرا نصیحتی بشنوز بنده ئی که ترا هست مشفق جانی
یقین شناس که تو نیستی بشغل اولیز هر که هست بگیتی ز انسی و جانی
کسی بنزد تو گر حاجتی کند عرضهبر آر حاجت او را چنانکه بتوانی
مکن بشغل تعلل که وقت معزولیکس از تو یاد نیارد بهیچ تاوانی