گنج

شمارهٔ ٧۵٧

روزی ز بهر تجربه بگرفتم آینهدیدم نشان مرگ در آنجا معاینه
بگریستم بزاری زار از نهیب مرگدر حال بر زمین زدم از درد آینه
گفت آینه مرا چه زنی خیره بر زمینهرکس که زاد نیز بمیرد هر آینه