شمارهٔ ٧۴٠
ای صبا از بخت نیک ار اتفاق افتد تراچونکه یابی راه سوی شهریار دین پناه
آنکه باشد لطف و عنفش از طریق خاصیتدوستانرا جانفزای و دشمنانرا عمر کاه
خسرو عادل نظام ملک و دین کز عدل اوبر کتان زین پس تعدی می نیارد کرد ماه
کس نگوید ابر نیسان با کفش ماند از آنکفیض این باشد دمادم بخشش آن گاهگاه
چون بدانعالیجناب آسمان رفعت رسیگر دهد حاجب ترا بار ایصبا از گرد راه
خاک درگاهش ببوس اول بتعظیم تمامبعد از آن این یکسخن را عرضه کن بر رای شاه
گو منم آنکس که تابستم کمر در بندگیتآمدم در شیوه اخلاص بر سر چون کلاه
چون جهانی را همی بینم ز جودت بهره ورپس چرا زینگونه محروم است چاکر بیگناه
چاکرت را نیز ازین حرمان خلاص آید پدیدلطف عامت گر کند یکره بحال او نگاه