گنج

شمارهٔ ۶٢٠

فراق حضرت گردونجناب سرور عهدمرا چو فرقت روح از تنست و نور از چشم
گرم ز چشم رود نور و جان ز تن شایدچو گشت طلعت جان پرور تو دور از چشم