گنج

شمارهٔ ۶١٩

فیلسوفی که من در اسرارشببد و نیک بود می محرم
گفت پندی سه چار فرمودستشاه کسری سر ملوک عجم
اولین پند آنکه مالش نیستهیچ کامی نیابد از عالم
دومین پند آنکه جفتش نیستنیستش دل بهیچ رو خرم
سومین آنکه نیست فرزندشنیست تا هست پشت او محکم
چارمین آنکه هر که این هر سهنیستش نیستش بگیتی غم
گر تو خواهی که خوش گذاری عمرآنچه یابی بده ز بیش و ز کم
پند چارم گزین که آخر حرفیستکاندرو هست بیغمی مدغم