گنج

شمارهٔ ۶٢١

قدوه اهل کرم ای زبده آزادگاناکرم الاخوان شهاب الدین که بادی دوستکام
از ره چاکر نوازی قصه ئی اصغا نمایکرده از بیم ملالت در وی ایجازی تمام
بنده با جمعی خواص مجلس روحانیانخلوتی دارد مصفا از کدورات عوام
موضعی از خرمی زیباتر از باغ ارموز ره امن و فراغت غیرت دار السلام
لیک در وی پای بند صحبت اصحاب نیستاین کنایت هیچ دانی از چه باشد از مدام
همتت گر ضامن اسباب جمعیت شودچون ثریا منخرط کردند در سلک نظام
ورنه ابناء الکرام اندر پی بنت الکرومچون بنات النعش بگریزند از هم و السلام