گنج

شمارهٔ ۵٧۵

هفتاد سالگی که دو چندانت عمر بادکردست رنجش ابن یمین را ز جان ملول
پیری مخواه ز آنکه ندیدم که سوی پیرآید ز هیچ روی نسیم خوشی قبول
سودای پیر گشتن اگر میپزد جوانباشد از آنسبب که ظلوم آمد و جهول