شمارهٔ ۵٧۴
هر چه آن آشکار نتوان کردمکن اندر نهان بهیچ سبیل
ز آنکه بی شک نهان نخواهد ماندبد و نیک جهان بهیچ سبیل
سخنی کت گزیر باشد از آنمگذران بر زمان بهیچ سبیل
که سخن چون روان روان برودباز نآید روان بهیچ سبیل
هر بلائی که از تو بر تو رسدنتوان رست از آن بهیچ سبیل
پند پیرانه را ز ابن یمینرد مکن ایجوان بهیچ سبیل
سودمندست پندش ار شنویز آن نبینی زیان بهیچ سبیل