گنج

شمارهٔ ۴٩٠

حبذا شهر علائیه و شهرستانشخرما نزهت باغ خوش و باغستانش
این نه شهریست بهشتیست پر از ناز و نعیمخازنی نیست سزاوارتر از رضوانش
قهرمان وی اگر سوی فلک حکم کنداز پی کسب شرف ممتثل فرمانش
در زمان ترک فلک پای نهد اندر گلهمچو هندو بکشد ناوه بسر کیوانش
طاق قوس قزح ار چند بلندی داردهست چون خاک زمین پست بر ایوانش
چون به بنیانش نظر بر فکنی خود دانیهمت عالی بانی وی از بنیانش
کیست بانیش علاء دول و دین که بودنآورد مثل بصد قرن و بصد دورانش
آنکه بر خط وی ار سر ننهد کاتب چرخشاه انجم ندهد راه سوی دیوانش
هر کرا بخت مساعد بود و دولت یارکار دشوار برین گونه بود آسانش