گنج

شمارهٔ ٢۶۵

جلال دولت و دین یونس ایجهان کرمتوئی که چون تو جوانمرد چرخ پیر ندید
فلک بگرد زمین با هزار دیده بگشتبجز بدیده احوال ترا نظیر ندید
سپاه مکرمت و فضل را مناسب حالبغیر ذات شریفت خرد امیر ندید
زرشک بحر کفت هیچ دیده ز ابر بهاربرون ز گریه و سوز دل و نفیر ندید
بقحط سال مروت امید ابن یمینچو ذیل همت تو هیچ دستگیر ندند
بر استان تو چون عرض کرد حاجت خویشمکارم تو ز انجاح آن گزیر ندید
هزار سال بمانی که در جهان کرمبجز شمایل تو عقل دلپذیر ندید